برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیست من همانم به تو دل بست، چرا یادت نیست؟ چه کسی بافته ی موی تو را وا کرده؟ من خودم بافته بودم همه را، یادت نیست؟ آن خیابان و شباهت به ولی عصر و غروب سرخی آن
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
تو نیستی که ببینی ،
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست ،
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست ،
چگونه جای تو در زندگی سبز است ،
هنوز پنجره باز است ،
و تو از بلندی ایوان به باغ می نگری ،
درخت ها
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
می خواهـم تـو را فـریاد بزنـم
تـا افـق هـای دور
می خواهـم نگاهـت را به نگـاه آسمـان پیونـد بزنـم
عقـربـه هـای ساعـت را کنـار میزنـم
می خواهـم از تـو حـرف بزنـم
می شـود آیـا باز صدایـت
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03

برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
خوشترین ترانه ست!...
زمزمه کن ... تشنه ی شنیدنم!
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03
تـو رفتـه ای
کـاش خاطـره ی نگاهــــــت را هـم
با خـود می بـردی
برچسب: نویسنده: حسین سلطانی تاريخ: سه شنبه 13 شهريور 1397 ساعت: 4:03